دوریم از هم، ولی ویژگیهای خوب هم داره، تاحالا هم همو ندیدیم ولی زیاد صحبت کردیم، اما چون دوریم من حس بدی دارم، آدما عاشق میشن زندگیشون آروم و مر از عشق میشه من چرا تنهاتر شدم😔
دلم میخواد یه روزی نفس راحت بکشم بگم از زندگیم و انتخابهام و حتی اشتباهاتم راضیام، شاد باشم...
منم یه رابطه اینجوری داشتم. خیلی پسر خوبی بود ولی من احمق ولش کردم. من نمیدونم این چطوریه ولی اگه پسر خوبیه نگهش دار.
پزشکها شدن تاجر سلامت. پزشکِ مامانم بهش گفته 2 هزار و 200 دلار بیار تا عملت کنم. آخه مامانم نوروپاتی داره. تو 47 سالگی با عصا راه میره. درست زمانی که یه مامان پایه لازم دارم که باهام بیاد سینما و کافه و کنسرت و پیادهروی، باید یه طوری بشه که نشه، باید به جای این که باهم وقت بگذرونیم وقتمو صرف دیدن درد کشیدناش و پرستاریِ بعدِ عملش بکنم. من خیلی بدبختم، خیلی. میشه لطفا دعا کنید پولش جور بشه و زودتر عمل کنه؟ مامانا حقشون نیست مریض باشن. مامانم دیابت هم داره. اینقدر هم رعایت میکنه که خدا میدونه. دکترش گفته باید برای عمل اجازهٔ دکتر قلب و دکتر غدد رو بیاری. دکتر قلب اجازه داد ولی غدد نه. دو بار آزمایش داده ولی A1C خونش بالاست و دکتر اجازه نمیده. با اینهمه رعایت و دارو نمیدونم چرا. دلم براش خیلی میسوزه. دوست داره زودتر عمل شه بتونه راه بره. اگه راهی سراغ دارید واسه پایین آوردن A1C لطفا بهم بگید. کلی دعاتون میکنیم. ~ مامانم یه پاش رو عمل کرد. خدا رو شکر خوبه. برای این که بتونه بدون عصا و واکر راه بره، باید اون یکی پا رو هم عمل کنه ~ من یه آدمِ خیانتدیده هستم. هنوز نتونستم باهاش کنار بیام. امیدوارم خدا سر گرگ بیابون نیاره. چون تا ابد ذهنت درگیرِ این سواله که: چرا؟ و هیچوقت آروم نمیشی ~ بیاید برای رفتههامون فاتحه بفرستیم؛ اونایی که از زندگیمون رفتن ولی از قلبمون نه؛ سفرشون به سلامت ~ این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید / نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
من کاملا مطمئن بودم که حتی از راه دور هم متعهده. حتی رسمی پا پیش گذاشت. خوشگل و خوش برخورد و مهربون. من اون زمان چون مذهبیِ افراطی بودم یه سری عقایدی داشتم که اون مطابق عقایدم رفتار نمیکرد. الان به شدت پشیمونم که ولش کردم. ازدواج کرد و زندگی خیلی خوبی درست کرد.
پزشکها شدن تاجر سلامت. پزشکِ مامانم بهش گفته 2 هزار و 200 دلار بیار تا عملت کنم. آخه مامانم نوروپاتی داره. تو 47 سالگی با عصا راه میره. درست زمانی که یه مامان پایه لازم دارم که باهام بیاد سینما و کافه و کنسرت و پیادهروی، باید یه طوری بشه که نشه، باید به جای این که باهم وقت بگذرونیم وقتمو صرف دیدن درد کشیدناش و پرستاریِ بعدِ عملش بکنم. من خیلی بدبختم، خیلی. میشه لطفا دعا کنید پولش جور بشه و زودتر عمل کنه؟ مامانا حقشون نیست مریض باشن. مامانم دیابت هم داره. اینقدر هم رعایت میکنه که خدا میدونه. دکترش گفته باید برای عمل اجازهٔ دکتر قلب و دکتر غدد رو بیاری. دکتر قلب اجازه داد ولی غدد نه. دو بار آزمایش داده ولی A1C خونش بالاست و دکتر اجازه نمیده. با اینهمه رعایت و دارو نمیدونم چرا. دلم براش خیلی میسوزه. دوست داره زودتر عمل شه بتونه راه بره. اگه راهی سراغ دارید واسه پایین آوردن A1C لطفا بهم بگید. کلی دعاتون میکنیم. ~ مامانم یه پاش رو عمل کرد. خدا رو شکر خوبه. برای این که بتونه بدون عصا و واکر راه بره، باید اون یکی پا رو هم عمل کنه ~ من یه آدمِ خیانتدیده هستم. هنوز نتونستم باهاش کنار بیام. امیدوارم خدا سر گرگ بیابون نیاره. چون تا ابد ذهنت درگیرِ این سواله که: چرا؟ و هیچوقت آروم نمیشی ~ بیاید برای رفتههامون فاتحه بفرستیم؛ اونایی که از زندگیمون رفتن ولی از قلبمون نه؛ سفرشون به سلامت ~ این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید / نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد