سلام من نگارم ۱۶ سالمه ی دختر خیلی لاغر و ریزه میزه مامانم همیشه بهم توهین میکنه و امروز ک میخاستیم بریم خونه خالم اینا چون من دیر پاشدم ی عالمه دعوا و بحث و مث همیشه بهم گف لاغر مردنی سیاه زشت همشم میخوابیو و
...🙃💔 البته راستش انقد شنیدم ک برام عادی شده ولی مامانم هیچوقت منو دوس نداشته بابامم مث همون ولی بهتره . بهم گف یجوری نیستی لاقل از بین پسرای فامیل یکیو پیدا کنی کی میاد تورو بگیره بهم گف تا صب نمیخوابی فیلمای فلان میبینی در حالی ک خدا میدونه من اصن اهل اونجور فیلما نیستم گف به صد نفر پیشنهاد دوستی میدی هرکی تو فامیل غیر فامیل و هرکی میکوبه تو سرم فک میکنه مامان بابا بودن ینی بزنی دخترتو خورد کنی بعد براش خرج کنی بگی دوست دارم با ی ببخشید . امروز بم گف دیگه ازت خوشم نمیاد ازین خونه برو اضافه ای من میدونم تو این سن نمیتونم جایی برم بهم کمک کنید ک باید چیکار کرد یجوری شدم ک دیگه از همه متنفرم مامان بابامم اصن دوست ندارم فقط واسه اینکه نیازشون دارم پیششونم واسه اینکه خودم تنها نمیتونم جایی برم خودم درآمدی ندارم بهم بگید چیکار کنم ما همیشه باهم دعوا میکنبم و واقعا من اعصاب و روانم داغون شده دعوا با حرف بگو تا فیزیکی حتی بعضی وقتا بابام منو میزنه تورو خدا بم کمک کنید نمیدونم باید چیکار کنم الانم دارم با گریه مینویسم و با ی عالمه دعوا و ... تونستم نرم مهمونی و تنها تو خونم