2777
2789
عنوان

مادرشوهرم

679 بازدید | 21 پست

مادر شوهر من یه مدت مریض بود توی اون مدت من مراقبش بودم وبراش ناهار وشام درست می کردم ... الان مه حالش خوب شده مدام بهم تیکه می ندازه چرا روغن کمه ؟؟ چرا گوشت کمه ؟ چرا برنجا نیس ؟ درحالی که همه اونا برا خودش وخانواده اش درست کردم بیرون که نبردم 

شما بگین با این ادم من چه برخوردی کنم ؟ این مدتم فقط برای رضای خدا پیشش بودم نه هیچ چیز دیگه 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

خب اگر برای رضای خدا بوده اصلا برات مهم نباشه ، هرچی میگه نشنیده بگیر عزیزم

کاربر آشغالی که به پدرم توهین کردی بدون من هنوزم دارم برای تمام مرده هات و جدُآبادت لعنت میفرستم ، حتی اگر تو فراموش کنی اما یکی هست که هرروز داره تن مرده هاتو تو گور میلرزونه ، بی همه چیز🤬🖕🏻
همسرت می‌شنوه این حرفاشو؟ اگه جلو ایشون نمیگه خودت ب همسرت بگو حتتتما تا دفعه بعدی در کار نباشه و ب ...

به همسرم چیزی نگفتم ...چون همسرم از این. رفتار مامانش خبر داره ... میگم منم فقط با نیت خوبی اینکار رو کردم مثل مادر خودم که انگار اشتباه میکردم 

ولی دفعه اول واخری باشه که براش کاری کنن 

برا همین هیچ وقت خونه مادرشوهر غذا نمیپزم حاضرم غذایی بد بخورم ولی خودم نپزم 

هر بچه ای منو میبینه میگه خوشبحال بچه تون چقدر مامان مهربونی داره   ولی نمیدونن من بچه ندارم  کاش خدا نگام میکرد من باردار میشدم و صاحب یه فرزند سالم و زیبا خدایا امیدم به تو هست خودت دستمو بگیر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز