مادر شوهر من یه مدت مریض بود توی اون مدت من مراقبش بودم وبراش ناهار وشام درست می کردم ... الان مه حالش خوب شده مدام بهم تیکه می ندازه چرا روغن کمه ؟؟ چرا گوشت کمه ؟ چرا برنجا نیس ؟ درحالی که همه اونا برا خودش وخانواده اش درست کردم بیرون که نبردم
شما بگین با این ادم من چه برخوردی کنم ؟ این مدتم فقط برای رضای خدا پیشش بودم نه هیچ چیز دیگه