نه من شوهرم هر روز پامو تو تشت میشوره کف پامو مساژ میده به کارای عجیبی میکنه
پا لیس میزنه انگشت شصت پا پامو می مکه پامو بوس میکنه خرم میشه میز میشه پامو میزارم روش البته خودش اینجوری نبود چون از من میترسه این کارهارو میکنه بعد میریم جایی که صندلی نیست صندلی میشه من بنشینم غذا پختن با اونه خونه جارو زدن با اونه شستن طرفای کثیف و لباسا حتی جورابم با دست
بهش میگم اگه من با دوستم داریم میایم خونه ما عکس خودمو میخوام کف پارکت ببینم اگه از تو اشپزخونه بیای بیرون شب باید تو کوچه بغل گربه ها بخوابی اونم مثل سگ ازم می ترسه