سلام بچه های نینی سایت . ببخشید من خیلی دلم گرفته نمیدونم کجا حرفمو بگم اما اگر میشه کسی هست ک خوند نظرشو بگه راهکار بگه. من دختر ۲۴ سالم . با پسری ک ۱۰ سال بزرگتر از منه یه ساله اشنا شدم. اولش خیلی خوب بود حتی چند بار همون دو سه ماه اول مادرشو آورد به بهونه رسوندن منو ببینه. خواهرشو آورد. من از خودش خیلی خوشم میاد.دوسش دارم همه جوره بهم میخوریم . اما دو سه ماهه ارامشم بهم خورده چون ک با این سن حرفی از رسمی شدن ارتباط نمیزنه. فقط میگه تک پر باشیم و دوست باشیم . البته من غیر مستقیم اینو فهمیدم. فکر میکنم مادرش خیلی روش تسلط داره . من چیزی کم ندارم ظاهری خوبم اخلاقی درس خوندم .خانوادگی خلاصه خداروشکر مشکلی نیس .اما دیگ خسته شدم چند دفعه گریه افتادم آخه نمیدونم چیکار کنم . تو این سن پیشنهادای خوب دیگ ای دارم اما اون منو وسط راه نگه داشته .همش دو پهلو میگ ی بار میگ ازدواج یه بار میگه دوستی. من کمبود ندارم ک بچسبم بهش اما فقط علاقه مند شدم و وابسته برای همین صبر کردم اما هیچی ب روش نمیاره اصلا براش تشکیل زندگی اولویت نداره همه فکرش ب خانواده خودشه و ب شغلش ک سرمایشو بیشتر کنه برای من واقعا کم میذاره. اما من اونقدر شهامت ندارم حرف دلمو بهش بزنم بگم تکلیفم چیه .کجای زندگیتم. اگر میخوای فقط دوست باشیم من ب کیسای مناسب دیگم فکر کنم و رو پیشنهاد اونا فکر کنم. با این حال ک هیچی نمیگ اما میخواد فقط با او باشم . واقعا این منو گیج و سردرگم کرده . حتی اگ بگه رفیق فقط باشیم اشکال نداره چون هر کس حق انتخاب داره اما واقعا این ک منو معلق نگه داشته و حرفشو نمیزنه اذیتم میکنه .تو رو خدا بگین جای من باشین چجور باهاش رفتار میکنین و حرف دلتونو میزنین