سی ونه سالمه ، واقعا چه زود گذشت ومن نتونستم خوب استفاده بکنم اوایل ازدواج خانواده ها کمکی نکردن وما لذتی نبردیم وبخاطر هر چیزی غم خوردیم وتاالان ، به گذشته نگاه میکنم میگم اگه شرایط جور بود الان دوسه تا بچه داشتم ونگران تنهایی پسرمم نبودم ، نمیذارم پسرم غصه بخوره میخوام وقتی ازدواج کرد فقط از زندگیش با همسرش لذت ببره وغصه بی پولی نخوره من وباباش که نبردیم میخوام فقط جوونی کنه ووقتی به سن مار سید حسرت نخوره ، خدا کنه بتونیم این کارهارو براش بکنیم خدا کنه