ببینید من پریودم بعد دیروز بچمو حموم کردم ۴ماهشه بعد پیش بخاری تو اتاق بود مادرشوهرم میارش تو هال پیش شوهرم منم گفتم سردع هوا چرا اوردیش الان سرما میخوره بم گف حرف نزن بعد شوهرمم گف بزا پسرم پیش خودم باشه 😐خب بعدش غذا خورد شوهرم ب من گف سفره رو جمکن منم با اشاره گفتم خودت جم کن من نمیتونم اونم باز دوباره بلندتر گف جم کن منم هی خم و راست میشدم جم میکردم حالمم خوب نبود بردیمش شنوایی سنجی تو ماشین بحثمون شده بود گفتم تو لج میکنی بامن تو ک میدونستی شرایطم چطوره نمیتونم خم و راست شم اونم گف مگه گونی گندم بارت کردم😐 بعدظهر بردیمش شبم اومدیم
شب خیلی اذیت کرد شوهرمم اصلا بیدار نشد
شیرخشکم نداره برا الانش
بالاخرع درستش میکنم روز خوبو💪/تا خودت نخای هیشکی نمیتونه زندگیتو تغییر بدع اینا همه تلقینه/یه زن کوچک اما قوی ✌️
و گاهی سکوت تو را نابود میکند😞 گفتند اشک بریز....خالی میشوی،خالی نشدم که هیچ...پر شدم از بی کسی که چرا کسی اشک هایم را پاک نمیکند...🙂 خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است 🙂 هستی ام را به آتش 🔥 کشیدی...سوختم من ندیدی ندیدی:)