سلام رفقای گل
خدایی الکی بازدیدبالانبرید نظربدید بچه ها من طرفم مادرش مخالف ازدواجمونه چون زن اولش خیانت کرد و طلاقش داد۳بارمچش گرفت حالامادرش ک فهمیده منومیخاد اولا ک خونشون شهرمانیس خونه پسره رفته تهران نزدیک۱۰ساله ازوقتی زنش طلاق داد دومامیگه منونگیر یکی بگیرکسی نشناستش یکی نیادبگه عه زن فلانی رفیق مابود بامابود بشه دعوا و بحث و اینچیزابازارامش زندگیت خراب بشه.😑منم گفتم ب پسره بیادستت میگیرم ازاول شهرتااخرشهرهرکی گفت باش بودم هرکاردوس داشتی بکن تصمیم بگیر..اصلانگفتم باکسی بودم بالاخره هرادمی ی شیطنتی داره توزندگیش دوس نداشتم نقطه ضعف دسش بدم😐پسره کاری نداره و میگه قبولت دارم مادره ول نمیکنه نکبت
چیکارکنم با چ سیاستی مخ پسره روبزنم اونم خونوادشو باهمون روش متقاعدکنه
نگیدولش کن خودش بخادهمه چیودرس میکنه خودش میگه درس میکنم ولی منم میخام یکم سیاست ب خرج بدم
مادرش افریته س همش دوس داره پسرش بهش پول بده و طلابخره براش
و گفت میدونم مادرم فقط بخاطر اینچیزاعشقشه و میدونم چجوررفتارکنم حالاشمام نظربدید چجور مثلاچی بگم اونم ب خونوادش منطورم مادرش بگه رام شه