2777
2789
عنوان

نامزدم

117 بازدید | 2 پست

بچها ما قرار شب یلدا بریم عکس یلدایی بگیریم بعد چون شهرستاینیم اینجا ی تعداد عکاسی مشخص هست قرار شد من رزو کنم   ی جارو پیدا کردم به شوهرم گفتم  گفت فقط فلان جا اون عکاسی نباشه 

  گفتم چرا گف ما قبلا خواهرازدمو بریم اونجا عکس گرف  دختره پولمون گرف عکس نداد اذیت کرد  این صحبتا گفتم خب منطقیه باش 

    خلاصه تا امشب که شوهرم گفت عزیزم دوستم ایناهم میخوان برن عکاسی برا یلدا گفتم ببینم اکه ندبت بده  فعلانم ما فقط همون عکاسی نوبت داده گفت تو صحبت کن بیین اگه شد  برا خودمون بریم ی جا دیگع دوستم  اینا برن اینجا  

 من به اون گفتم باش ولی الان مغزم داره منفجر میشه از فکر اینکع اگه اون عکاسی بده چرا دوستت اینا عیب نداره برن 

   برا ما عب داره 

 نمیفهمم   همش حس میکنم گذشته اون عکاسی ی چی بوده که میگه ما نریم اونجا

خب خنگه شوهرتو میشناسه اونارو نمیشناسه

   میدونم ولی اون ماجرای اون مال دوسال پیشه 

  بعدم 

اگه این عکاسی اذیت میکنه بعده چرا میگه دوستام عیب نداره برن

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز