چرا نمیری خونه بابات بمونی
چرا طلاق نمیگیری
نمیگی بچه تو آینده عصبی و استرسی میشه
مامان بابای من همش دعوا میکردن الان خودم یه مادرم ولی یه مادر افسرده که حتی نمیتونه بچشو شاد کنه
اینارو دارم با گریه مینویسم آخه گناه من چی بود بخاطر حماقت مامان بابام الان من افسرده و عصبی بشم و بچمو بزنم
هنوزم که هنوزه آرزومه طلاق بگیرن ما راحت شیم