ولی خب اون دسته آدمایی که هم دلشون میخواد تو جمع باشن هم دلشون میخواد تنها باشن هم دلشون میخواد رفیقای صمیمی زیادی داشته باشن هم حوصلشو ندارن، هم عاشق تعریف کردن روزمرگی هاشونن هم اینکه گاهی نمیخوان درموردش حرف بزنن زندگی خیلی براشون سخته، تو یه میانگرایی یعنی یه نیمه درونگرا و یه نیمه برونگرا و گاهی شخصیت برونگرا رو به مردم نشون میدی و مردم بهش عادت میکنن و اونو میپذیرن ازت، یه روزایی هم حوصله اون شخصیت برونگرا رو نداری و مردم از رفتارت تعجب میکنن و با خودشون میگن «این بشر معلوم نیست چه مرگشه یه روز این شکلی و یه روز صد و هشتاد درجه تغییر میکنه».