برادرزادم ازدواج کرده دختره غریبس و بزرگ شده ی شهر دیگه مادرش خیلی دور اشنامونه. نحوه اشنایی خود دختره از پسر داداشم شماره گرفت و اشنا شدن بعد مدتی پسره گفت که نمیتونم باهاش ازدواج کنم اما تقریبا دو فامیل جریان رو میدونستن. بزور داداشم و خود دختره عقد و ازدواج صورت گرفته من عاشق پسر داداشم هستم و به خانومش هم احترام میزارم شدید چون دوستشون دارم توی عقد یکبار اومدن خونمون دختره توی برخورد با همه اوکی و عالیه ولی پیش من میگه که از کل فامیلات و خانواده داداشت ناراحتم من خیلی حواسم هست راجب خودم هیچ چیز خاصی بش نمیگم چون میدونم حرف نگه نمیداره متاسفانه .
حالا نگران پسر داداشمم خیلی احساساتیه و خانومش رو دوست داره زندگیشونم تقریبا مرفه و خوبه شکر خدا اما مشکل اینجاس ک خانومش اذیتش میکنه کمی
مثلا میاد خونمون شوهرش میگه جمعه شب باید خونم باشم ک صبح جمعه برم سرکار ولی زنش ب من میگه عمه اصرار کن بمونیم خونت وقتی میگم و اصرار پسره یکم اذبت میشه و خانومش جلو من و شوهرم بد باهاش حرف میزنه
چقدر عالی که باهات راحته و میخواد پیشت باشه.به نظرم حالت روستیت رو حفظ کن. چون بیشتر به درد میخوره. از دخالت دوری کن. ولی با برادرزاده ات یه صحبت دوستانه داشته باش. شاید مشکلی هست
عضو گروه رز قرمز هستم. وزن شروع ۸۸.۴۰۰. تاریخ شروع، ۱۰/۸/۱۴۰۰. هدف اول.۸۰ هدف دوم. ۷۵. هدف سوم۷۰. هدف چهارم. ۶۵. وزن فعلی. ۸۸.۴۰۰