صادقانه جواب بدين خودتون رو بذاريد جاي من
چندين سال پيش يه خانواده اي خيلي بي دليل و از سر حسادت با من بد رفتاري ميكردن كلي دروغ پشت سرم حرف ميزدن كلي تهمت دروغ كلي برام حرف در اوردن
منم هيچ كاري از دوستم بر نميومد زورم يهشون نميرسيد و فقط در خلوت خودم گريه ميكردم افسردگي گرفتم و كلي اتفاقاي بد تو زندگيم افتاد رابطم با همسرم هرروز جنگ و دعوا بود و حتي دو تا بچه سقط كردم از شدت فشار رواني اونا هم ذوق ميكردن و دشمن شاد شده بودم ، يه عالمه مشكل براي زندگيم ايجاد كردن و خودشون خوش و خرم زندگي ميكردن نميدونيد من چه عذابايي كشيدم به خاطرشون
الان بعد از گذشت ٦-٥ سال دقيقا همون اتفاقا براي خودشون افتاده همون مشكلاتي كه براي من پيش اوردن براشون پيش اومده و زندگي اونا شده مثل كاري كه خودشون باهام كردن
من خيلي خوشحالم از ته دلم خوشحالم هرجًا ميشينن به همه ميگن برامون دعا كنيد مشكلمون حل بشه ولي من اصلا دلم نميخواد مشكلشون حل بشه دلم ميخواد بيشترم بشه با اينكه كلا ادم مهربون و دلسوز و با گذشتي هستم واي در مورد اين چند نفر اصلا نميتونم ببخشم ، به نظرتون من بدجنسم؟ نكنه خدا بدش بياد دوباره يه بلايي سرم بياد؟ من كه براشون مشكل ايجاد نكردم فقط دلم ميخواد زجرايي كه به من دادن رو بكشن