بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
الان یسری دروغگوی بی وجدان پیدا میشن میگن حس ششم داریم جوابتو میدن
روزی که دختر دار بشم به دخترم میگم منتظر نباش کسی خوشبختت کنه،خودت برو دنبال خوشبختی...بهش میگم دخترم تو قراره روزی مستقل بشی...نه من نمیخوام بهش بگم که آخرین مرحله موفقیت یک"دختر" تو مملکتمون عروس شدن و خونه بخت رفتنه!!!نمیخوام دم به دیقه تو گوشش بخونم قراره روزی مادر بشی...بهش میگم عروسکم تو قراره انسان موفقی بشی و تو این راه نیازی نداری که عروس بشی،احتیاجی نداری مردی با اسبی سفید و این چرت و پرتا بیاد دنبالت!مشکل ما اینه که تو گوش بچه هامون از کودکی هی میخونیم؛هی تکرار میکنیم که نهایتا یکی میاد میگیرتت!باور کنید موفقیت یک بانو در گروی "عروس شدن" و"مادر شدنش" نیست...به دخترامون یاد بدیم...
یه دختر شمالی هستم که مشهد زندگی میکنه😁 درحال حاضر پشت کنکوری هستم دعاکنید پزشکی قبول بشم💔🙂اگه امضامو خوندی واسه حال روحیم و حل شدن مشکلاتم یه صلوات مهمونم کن😓❤🌺💐
اگه میشه برا شادی روح بابــام یه صلوات بفــرسیه قلب شکسته .. یه روح پریشون.. یه عاشق .. یه تنــها .. یه بیکس .. یه مجنــون .. از اون منِ مغــرور .. یه دیوونه مونده .. از ایــن خونــه بی تو .. یه ویرونه مونــده .. تو دنیامــو بردی .. سپــردی به ماتــم ولی تو خیــالم هنــوزم بــاهاتــم :)
الان یسری دروغگوی بی وجدان پیدا میشن میگن حس ششم داریم جوابتو میدن
😐😐😐؟
بی وجدان چرا مگه چی کردن حس ششم اسمش با خودش حدس مال بعضی افراد هم قوی تره...
(دایی)رفیقم ، همدمم، هَمه کَس و کارم ،دار و ندارم چطوری دلت اومد منو تنها بزاری و بری پیش خدا ، ای دایی نامرد و بی وفا بدون من کجا رفتی ...دایی بعد تو کیو بغل کنم، کنار گردنش رو ببوسم ، از سر و کولش آویزون بشم انقدر حرف بزنم براش که سرش درد بگیره ، با کی فیلم ببینم ، خونه کی برم خوش بگذره که دیگه دلم نخاد بیام ،با کی شهربازی برم وقتی بریم تونل وحشت از ترس سفت بغلش کنم ، با کی برم بیرون ، با کی؟؟؟ کی رو داشتم بجز تو ، تو تمام دلخوشیم داخل این زندگی بودی🖤عزیزترینم من قولی که بهت دادم رو یادمه قسم میخورم دکتر میشم و به قولم عمل میکنم .... دیدار به قیامت.....
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم!