2777
2789
عنوان

جاریِ حسود 😒😒

347 بازدید | 16 پست

بچه ها من چند ماهی میشه عروسی کردم

اوایل عقد مون که میومدم خونه نامزدم، همه دور هم جمع میشدن

خواهر شوهرام و شوهراشون و برادر شوهرم و زنش، که میشه عروس بزرگه!!

چون من تازه وارد بودم و زیاد آشنایی درمورد خونه و خونواده شون نداشتم جاریم هی خودشیرینی میکرد و کارایی میکرد که بگه من بهتر از توام.

خب معموله دیگه اون ۱۵ ساله عروس این خونه بود و من تازه اومده بودم، بایدم بیشتر بشناسین همو.

از اون موقع هروقت میومدم خونه مادر شوهرم سر بزنم همه جم میشدن 

من با خواهر شوهرام راحتم، ولی جاریم یک افریطه ای که لنگه نداره!

حسود و دروغگو و دو به همزن 

از وقتی عروسی کردیم دیگه جاریم پاشو نذاشت اینجا، مگر اینکه مهمونی باشه بیاد بخوره و بره 

به شوهرم میگم چرا از وقتی من اومدم تو این خونه زندگی میکنم دیگه نمیاد شوهرم میگه از بس حسوده دلش نمیخاد ببینه چقد ما تورو دوست داریم 

واسه اون عروسی نگرفتن، طلا نخریدن،ولی واسه من اینا رو فراهم کردن بخاطر همین حسادت می‌کنه.!!

آخرین باری که دیدمش ۱ ماه پیش بود که مادر شوهرم مهمونی داد اونم اومد، بهش گفتم چقد عوض شدی 

گفت کجام، چطوری شدم؟؟ گفتم بخدا از بس دیر به دیر می‌بینمت نمی‌دونم چه تغییری کردی 😐😂خودش فهمید ریدم بهش 

چند دقیقه بعدش بهش گفتم آها فهمیدم چه تغییری! آرایش نکردی😂😂

جبران همه اون حرفایی که بهم زد 

کل خانواده شوهرم می‌شناسنش چه آدمیه بخاطر همین تو جمع خانوادگی زیاد صداش نمی‌زنن.

من خودم همیشه میگم نه با کسی دشمنی دارم نه زیاد به روی کسی میخندم که پرو بشه 

با هرکس مثل خودش.

خدا نیاره از این جاریا واستون 😐💔بدش اینه که مادر شوهرم هم پشتشو میگیره میگه خوبه.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

تو هم اگه جای اون بودی ممکن بود حسودی کنی بیچاره نه براش عروسی گرفتن و نه طلا ولی تو که اومدی همه ک ...

آخه مگه من گفتم نخرن؟ شوهرش گفت نمیخرم برات

نمیدونی سر همین بحث طلا،کارشون به طلاق هم کشیده شد 

خب بنده خدا بابت عروسی و طلا که برای شما گرفتن برای اون نگرفتن حق داره حالا کار به بقیه موارد ندارم 

شما بودی اگه واسه اون طلا و عروسی می‌گرفتن واسه شما نمی‌گرفتند ناراحت نمیشدی؟ 

آخه مگه من گفتم نخرن؟ شوهرش گفت نمیخرم برات نمیدونی سر همین بحث طلا،کارشون به طلاق هم کشیده شد  ...

عزیزم نمیگم‌ شما گفتی ولی خب اونم یه زنه، پیش خودش فکر می کنه چی کم داشته که واسه تو کردن و واسه اون نه

ببین من جاری ندارم و خداروشکر آدم حسودی نیستم ولی اگر زمانی جاری دار بشم و با اون بهتر از من باشن یا براش خرج کنن ممکنه ناراحت بشم

میشدم ولی سر شوهرم خالی میکردم نه جاریم

ولی اون خودشو با شما مقایسه میکنه، میگه فرق بین من و جاریم چیه که برای اون خریدن برای من نه، تازه که اون عروس بزرگتر هم هست، حق داره تا حد خیلی زیادی


عزیزم نمیگم‌ شما گفتی ولی خب اونم یه زنه، پیش خودش فکر می کنه چی کم داشته که واسه تو کردن و واسه اون ...

خب عزیزم اونم وقتی عروس این خونه شد با خرج شوهرش و خانواده شوهرش رفت دانشگاه

در حالی که تا من اومدم تو این خونه مادر شوهرم گفت از دانشگاه خبری نیس بچسب به خونه زندگیت که مثل تون عروسم کارت به طلاق نکشه

منم به حرفاش گوش دادم

عزیزم نمیگم‌ شما گفتی ولی خب اونم یه زنه، پیش خودش فکر می کنه چی کم داشته که واسه تو کردن و واسه اون ...

منم باید نسبت به اون حسادت کنم بگم چرا نرفتم دانشگاه؟ 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   dina2000  |  20 ساعت پیش
توسط   فرشته_خاطرات  |  21 ساعت پیش