مادرم... حضرت مادر...خانوم من... بانوی من... مادر... مادر سقف خانه ام ریخت!مادر؟دخترم پر کشید...مادر یک سال و نیمه خودم آواره شدم شوهرم نمیخواد منو...مادر؟مادر من دختر خوبی نبودم براتون اما جبران میکنم تمام این روزهایی که شما دستم رو گرفتید... مادر؟ دل نگران روزهای از دست رفته ام دل نگران تمام روزهایی ک از آمدنش ترس دارم... مادر چطور فریاد الغوث سر دهم ک له آنی به فریاد دلم برسی!
مادر میدانی چطور بی کسم؟ هیچ کس در خاطرش نیست من در اوج تنهایی منتظر به آینده ای که هیچ تصوری برای ادامه دادنش ندارم... مادر؟ دست هایم رو بگیر... تو که دستم را بگیری خیالم راحت میشود که دیگر هیچ کس قصد بدی ندارد... قلبم با حضور شما گرم است مادر...
امید یا دخیل را نمیدانم اما چشمانم به انتظار دست های شماست که برایم به سمت آسمان بلند شود و دعا کند
مادرم کمک
صل الله علیک یا فاطمه الزهرا