یه مدت عجیب سردرگم بودم مدام از خودم، کارام، حرفام، حتی برخورد بقیه و... خلاصه از همه چی ایراد میگرفتم و
نا امیدِ نا امید شده بودم جوری که یهو میزدم زیر گریه.
دلیلش چی بود؟ دنبال زعفرون بودم
زعفرون زندگیم
چیزی که یه رنگ و بوی خوبی به روزام بده از کلافگی در بیام دریغ از اینکه فقط زعفرونه
اما نتیجه اش چی شد؟ نمکای زندگیمو از دست دادم حقا که این آدما وقتی ازشون دور میشی میفهمی کیا هستن و چقدر بهشون نیاز داری
میدونی میخوام چی بگم من زندگیم بدون نمک بی معنیه
بی مزه است یجورایی انگار فقط چشمام بازه دیگه روحی ندارم
خلاصه خواستم بگم آدم باید مواظب نمکای زندگیش باشه هر چقدر که ازشون دلخوریم و تفاهم زیادی نداریم ولی هیچ کس اونا نمیشن هیچ چیزی نمیتونه جاشونو بگیره
این بزرگترین دلخوشیِ زندگیمه که دارمشون
خدایا پدر و مادر هممونو همیشه برامون نگه دار و
سایه شون رو سرمون مستدام .🧡