همیشه میگم خوش به حال کسایی که خودشون برای ازدواج شون تصمیم گرفتن و همسرشونو خودشون انتخاب کردن،،،اخه من بدبخت ۲۲سال قبل با اینکه تک دختر بودم پدرمادرمو واسم تصمیم میگرفتن که کی بیاد خواستگاری کی نیاد،الانم بعد اینهمه سال هیچ حسی به شوهرم ندارم،با هیچکس هم نمیشه درد دل کرد،منو پسر عمم خیلی همو میخاستیم ولی پدرم نذاشت چون با مادر پسر عمم یعنی خواهر خودش مشکل داشت،الان بعد اینهمه سال و با وجود بچه که هر دو طرف داریم،جایی همو میبینیم هر دو زل میزنیم بهم و همش افسوس میخوریم که چرا نشد ،،