بچه ها من دوستم سه سال با ی پسری تو رابطه بود فهمید که پسره بهش خیانت میکنه بهش گفتو پسره هم زیر بار نرف..اینم از همه جا بلاکش کرد و جواب تماساشو ی هفته بود که نمیداد..منم این پسره رو میشناسم و قبلا با هم دوست معمولی بودیم و اینا ولی خیلی وقت بود باهم حرف نزده بودیم..همین نیم ساعت پیش بود بهم زنگ زد اول جوابشو ندادم دیدم هی داره زنگ میزنه جوابشو دادم برگشته میگه چرا سارا داره اینطوری میکنه..منم برگشتم گفتم مگ چیکار میکنه برگش گف که میگه ت خیانت میکنی و همه چی تمومه و جواب تماسامو نمیده و اینا منم گفتم مگ دروغ میگ مگه ت وقتی با سارا بودی با دختر دیگه ای نبودی..حرفمو پیچوند و ی جورایی عصبانی شد برگش گف خدت خوب میدونی سارا نمیتونه منو از زندگیش حذف کنه و خوب میدونی که اون فقد مال منه(متاسفانه باهاش رابطه کامل داشته) بعدشم ی سری چرت و پرت گفت و آخرشم گف یا به سارا میگی جواب منو بده یا باباش میفهمه دخترش دیگه دختر نیس بعدشم قط کرد..به سارا هم زنگ زدم که بهش بگم جواب داد گف مهمون داریم بعدا بهت زنگ میزنم..
بنظرتون چجوری بهش بگم..اگه شما جای سارا بودین چیکار میکردین..بابای سارا هم اگه این موضوعو بفمه خدایی نکرده یا سکته میکنه یا سارا رو زنده نمیزاره://..(نمیدونم چرا هرچی اتفاق غیر واقعی و عجیبه بر من و اطرافیانم باید یافته:/)