همسایه ما فامیل دورمون هست بعد اینا از زمانی که اومدن هرروز کارهاشو به ما میداد بچه هاشو مینداخت سرما یه سال اینا اینطور بود و من میدیدم چقدر سواستفاده میکنه حرص میخوردم تا یه روز دعوام شد باهاش برگشت گفت مگه چیکار کردید برای من شما ادمای خیلی بدی هستید و... هرچی از دهنش دراومد گفت منم چندبار شنیده بودم صداشو که پشت ما حرف میزد به مامانم گفتم با گوش های خودم شنیدم مامانم طرف اون بود میگفت تو خیلی با همه دشمنی داری مامان من خیلی ادم ساده ای هست روزی نیست که کاری برای بقیه انجام نده بچه هاش در حال مرگ باشن میره کار بقیه رو انجام میده بقیه هم سواستفاده میکنن ولی موقع گرفتاری ما که میشه خیلی راحت میگن نه بعدش این همسایه اومده قسم خورده پشت ما حرف نزده مامانمم گفته دختر من اخلاقش همینه 😐 چیکار کنم با این مادر اگه فامیلمون همسایه نبود میشد تحمل کرد ولی الان پررو پررو دستوراتش رو مثل قبل ردیف میکنه من آزارم به کسی نرسیده خیلی حرفها شنیدم و چیزی نگفتم ادم خوبی نیستم ولی بد هم نیستم