صبح پنجشنبه هفته پیش نوبتم بود ساعت هشت صبح، نفر سوم بودم ده دقیقه طول کشید خوب یود ولی تا دراز کشیدم و وسایل پزشکیو نزدیک چشمم میکرذن و میدیدم صحنرو تزس برم میداشت با اینکه چیز خاصی نیود ولی ترس داشتم بعد ک تموم شد گفتم تموم شد؟ گفتن آره خیلی راحت بود، من بی جنبم هی از ترسم چشمو تنگ می کردم دکتر سرم داد کشید یهو از ترس اون چشمو هر چی گف جوش دادم 😂😂😂