چند روز پیش امتحان داشتیم دوستم بم گف برو پیش یکی دیگ بشین من کنار جفتیت بشینم
گفتم اوکی
میدونستم واسه تقلبه هیچی نگفتم پاشدم رفتم پیش اون دختره
روز بعدش دوباره نشستم پیش دختره خیلی بم برخورد چون دوست صمیمیم بعد امتحان حتی نگف بیا کنارم بشین و انگار از خداش بود اون پیشش بشینه خیلیم خوشحال بود میگف میخندید
روز بعدش جفتیش ک واسه تقلب رفته بود پیشش اومد بم گف خیلی ادم فروشی چرا نیومدی پیشمون بشینی و رفتی پیش اونا و فلان و دیگ نیا
با اینک خودش گفته بود
الان همش باهمن منم حرصم میگیره نمیدونم چ کنم