منم خواب ترسناکی دیده بودم که توش کلی مار داشت بهم حمله میکرد در واقع مار همون دشمن هست که یعنی خیلی دشمن دارم ، بعد بگو چیکار کردم ، خیلی زرنگ بودم ، یه فکر خوب کردم و همه ی مارهایی که به سمتم می اومد رو یکی یکی پرت کردم جاهای دیگه ، با پا پرتشون میکردم که موجودات دیگه اومدن ،اون مارها رو خوردن و من در آخر خوابم پیروز شدم و لبخند زنان به خودم گفتم ، آفرین دختر ،دیدی تونستی همشون رو شکست بدی ،همه ی اون مارها توسط موجودات دیگه ای خورده شدن و بعدش هم مردن😁
دلم خنک شد ، آخر خوابم پیروز و سربلند بیرون اومدم و وقتی از خواب بیدار شدم خیلی خوشحال بودم ،چون میگه تو با وجود اینکه دشمن زیاد داری ، اما در آخر همشون رو شکست میدی و پیروز میشی و در موقعی که از خواب بیدار شدم خیلی خوشحال بودم که همه ی دشمن هام رو شکست دادم.
همش هم میگفتم توی خواب ،یکی یکی که مار می اومد ، تا پرتشون میکردم که موجودات دیگه ای میکشتنشون و میمردن و بعد خورده میشدن ،میگفتم ها ها ها ، من همتون رو شکست دادم ، دیدین من از همتون زرنگ تر بودم و الان دیگه مردین و من از همتون زرنگ تر بودم😏 همتون مردین و من پیروز شدم و همیشه حق هست که پیروزه و خوبی در آخر داستان پیروز میشه و منم که همیشه در پایان پیروزم.