2777
2789
عنوان

چرا ترکید؟

| مشاهده متن کامل بحث + 292 بازدید | 26 پست
چقدر نی نی سایت مزخرف شده الکی همه تاپیکا رو میترکونن کسی اینجا داستان مونا و‌ عشق سابقش امیرو خوند ...

ن والا من نخوندم

باب الحسین قسمت آنان که رفته اند.... باب الرضا قرار زیارت نرفته ها🥹🥹

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

بچه ها بعضیاتون گفته بودین شاید راضی میشدن باید بدونین اصلا محال بود

خب بریم سر داستان بچه ها گفتن از زبون خودم بگم ما رفتیم  خونه خاله و خاله زنگ زد  مامان بابام بیان اونا اومدن و مامان کلی سر و صدا کرد و ارومش کردن بابام که کلا آروم هستش و راضی شده بود اما خیلی غصه داشتن دوتاشون میگفتن بابام هر شب میرفته تو اتاق من و کلی گریه می‌کرده همچنین مامانم 

خب اونا هم راضی شدن چون چاره ای نداشتم و میخواستن من پیششون باشم از طرفی وضع مهدی هم بهتر شده بود و قابل مقایسه با قبل نبود من و مهدی دست مامان بابام رو بوسیدم و اونا هم راضی شدن و شب به. عقد کردیم دقیقا شب اول محرم شاید براتون جالب باشه دوستی ما هم شب عاشورا بود و حتی شب قبل فرار هم بین خواب و بیداری حضرت عباس رو دیدم که بهم گفتن نترس و شما به هم میرسین یه بچه ی پسر به دنیا میارن و قول بده اسمش رو یکی از القاب من بزارین مادر اصلی من سید بوده و جدش هم امام حسین

 شب بعدش عقدمون بود عقد کردیم و من هنوز باور نمیشد زن مهدی شدم هنوزم باورم نمیشه هنوزم میترسم از دستش بدم 

... به خاطر اون فرار اول ضربه ی بدی خوردم و همش حس از دست دادن دارم البته الان بهتر شدم 

من به خاطر مهدی جلوی کل فامیل و کل روستا وایستادم اما اون الان دست بزن داره و خیلی باهم بحث میکنیم اما از ته دل عاشق هم هستیم راستش منم کتکش میزنم😅

با عموی تسلیم در ارتباط هستم و رضا و علی هم چون خیلی باهام بد رفتاری کرد و طرف خواهرم رو گرفت ازش دلخورم هرچند پیام میده اما جوابشو ندادم از مادرم هم خبر ندارم یه بار زنگ زدم که گوشیشو قطع کرد فکر کنم پدر اصلیم هم اعتیاد رو کنار گذاشته چند تا از عکسای عقدی رو براتون میفرستم من الان ۲۰سالم شده و مهدی هم ۲۷سال مامان بابام خیلی دوستش دارن اما مامانم هنوزم مشکل اعصاب داره و خیلی بد رفتار می‌کنه با من گاهی اوقات واسه همین مهدی گاهی وقتا که دعوا میکنیم میگه خانوادت هیچی حسابت نمیکنن

بچه ها بعضیاتون گفته بودین شاید راضی میشدن باید بدونین اصلا محال بود خب بریم سر داستان بچه ها گفتن ...

عزیزم تموم شد داستانتون یا ادامه داره؟

باب الحسین قسمت آنان که رفته اند.... باب الرضا قرار زیارت نرفته ها🥹🥹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بارداری

رستا20201 | 4 دقیقه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108