2777
2789
عنوان

زندگی مجردی

| مشاهده متن کامل بحث + 389 بازدید | 42 پست
ایشالا ک خیره شما ک تجربه داری بنظرتون چطوری یه آدم خوب انتخاب کنم؟ 

به طرز فکر طرف مقابلت دقت کن....به فرهنگ خودش و خانواده اش...‌.به عقایدش....و بعد همه ی اینا به ظاهر و وضعیت مالی و این جور چیزا دقت کن.

همسر سابق من هم وضعیت مالیش خوب بود و دستش به دهنش می رسید هم ظاهر خوب و معقولی داشت اما شکاک بود و من انقدر ساده بودم که به این چیزا دقت نکرده بودم....اصلا نمی دونستم شکاک و بد بین بودن یعنی چی.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
به طرز فکر طرف مقابلت دقت کن....به فرهنگ خودش و خانواده اش...‌.به عقایدش....و بعد همه ی اینا به ظاهر ...

درسته 

نمیدونم شما چند سالتونه

ولی پسرای الان خیلی ببخشید بیغیرت شدن و تن پرور 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

من باید چیکار کنم پس؟  من دنبال آدم پولدار نیسم، فقط میخام اهل کار باشه ومسئولیت پذیر باشه

کاری نمیخوا کنی هر کاری یه وقتی داره دست منو شما نیس خدا باید بخواد برو سرکار تو اجتماع باش 

بزن باران که دین را دام کردند ...

درسته  نمیدونم شما چند سالتونه ولی پسرای الان خیلی ببخشید بیغیرت شدن و تن پرور


۲۵ سالمه.

آره قبول دارم....اکثرا تنبل شدن و چشمشون به دست پدرشونه.حالا ما ۱۴ سال اختلاف سنی داشتیم و از این نظرا مشکلی نداشت و کاری بود....این یه ویژگیش خوب بود و از اختلاف سنیمون به خاطر همین راضی بودم.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
به طرز فکر طرف مقابلت دقت کن....به فرهنگ خودش و خانواده اش...‌.به عقایدش....و بعد همه ی اینا به ظاهر ...

من واقعا نیاز دارم و آدمی هم نیسم برم دوست شم با کسی و بعد اینکه استفاده شو کرد ولم کنه وبره برای همین خیلی عذاب میکشم 

من واقعا نیاز دارم و آدمی هم نیسم برم دوست شم با کسی و بعد اینکه استفاده شو کرد ولم کنه وبره برای هم ...

سر کار میری؟؟ یا تو اجتماع هستی؟؟

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
سر کار میری؟؟ یا تو اجتماع هستی؟؟

من هنوز دانشجوم عزیزم 

تو دانشگاه پسرا کم سنن نهایتا ۲۳،۲۴سالشونه و تو اجتماع هم درحد کلاس زبان و اینا هستم نمیدونم کجا برم یا چیکار کنم سر کارم خانواده ام فعلا نمیذارن 

چی بگم والا بازم همینکه خوب بوده خودش خیلیه 

خوب نبود.آدم شکاک ذره ذره نابود می کنه طرف مقابلش رو.البته دست خودش هم نبود و خودش هم کلافه می شد.ولی پیش روان شناس هم نمی یومد بریم.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
خوب نبود.آدم شکاک ذره ذره نابود می کنه طرف مقابلش رو.البته دست خودش هم نبود و خودش هم کلافه می شد.ول ...

والا چن نفرم اومدن جلو واسه آشنایی یکیشون ک واقعا خوب بود بعد هفت هشت ماه گفت فعلا پشیمون شدم از ازدواج 

من هنوز دانشجوم عزیزم  تو دانشگاه پسرا کم سنن نهایتا ۲۳،۲۴سالشونه و تو اجتماع هم درحد کلاس زبا ...


نه اون پسرا که سنشون کمه....به این خانمایی که معرف ازدواجن بگو شاید یه پسری که خوب باشه رو بشناسن و معرفی کنن.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
والا چن نفرم اومدن جلو واسه آشنایی یکیشون ک واقعا خوب بود بعد هفت هشت ماه گفت فعلا پشیمون شدم از ازد ...

ای بابا.برای ازدواج عجله نکن‌.به خدا هر چه قدر دقت کنی بازم کمه....الان ازدواج خیلی کم شده.همسایه بالایی ما دخترش ۲۵ سالشه چند نفر اومدن ۳_۴ جلسه انقدر ایراد گرفتن و همه چی رو بررسی کردن خانواده ی پسرا که بعد جلسه ی چهارم رفتن دیگه نیومدن.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//

سلام از همه ابعاد به مسئله نگاه کرد انسان به نظرم در مواردی که براش تعریف شده اگر در هر موردی کوتاهی کند نوعی خلع در وجودش پیدا میشه مگر اینکه هر موردی رو به نحوی پر کنید که بازم کامل پر نمیشه باید اول در این مورد خودتو خوب بشناسی به تناسب شخصیت و خصوصیات اخلاقیت خودت تصمیم بگیری که میتونی در مقابل بعضی موارد استقامت کنی یا نادیده بگیریشونیا حتی میتونی تن به بعضی مسائل بدی( نمیشه بعضی چیز ها رو حذف یا سرکوب کرد مثلا عدم ارتباط با دوستان و....)و از طرف مقابل یک مسئله هم همین مورد رو در نظر گرفت ⚘⚘

👷‍♂️👨‍💼🙋‍♂️از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.⚘⚘
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108

داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته