بعد صرف چایی عصرانه رفتی پسرمان را خواباندم و مشغول روزمرگی هایم شدم به ناگاه چشمم به عکس زمینه ی لپ تاپ افتاد و تصویرش....
عکسی از کودکی هر دو مان در حالی که در آغوشم کشیدی،لبخندم پر رنگ تر شد عکست را نوازش کردم چشمانم را بستم و به فکر فرو رفتم یادش بخیر چه دورانی بود تو آن را دوران دست و سر شکستن نام نهادی اما من...من میگویم دوران عشق نهان!
لج میکردم لجم را در می آوردی
جر و بحث میکردیم
به قول خودت دوران دست و سر شکستن بود تو سر میشکستی و من با کمک اغیار دستت را!
تا ب حال از این جنبه ی این تعبیر نظاره گر کودکیمان بوده ای؟
"اگر با من نبودش میلی چرا جام مرا بشکست لیلی......"
یا به قول دوست مشترکمان:
" اگر با من نبودش میلی چرا ضد حال میزد خیلی😊!!!!
پس تعبیر من درست تر است...!
بعد عشق پنهانمان وارد مرحله ی دوم شدیم
"دوری"
دوری و دوری الان ک با خودم فکر میکنم چقدر این زمان دوری منزجر کننده بود من بودم و تو اما این بار نه در کنارم در مقابلم!تو درست در مقابلم ایستاده بودی خاطرت هست؟
دیگر حمایتت را نداشتم تو را نمیدانم اما من چقدر در نبودت و فقدانت عذاب کشیدم
میگویند وقتی قسمتی از بدن آسیب میبیند بخاطر گردش شدید خون آلام موقتا تسکین میابند و انسان متوجه شدت و حجمه ی آسیب نمیشود و این وصف حال من بود در نبود تو و نداشتنت که آن زمان متوجه آن نبودم و الان میفهمم من آن زمان چقدر غمگین و تنها بودم....
اما تو کم کم باز ب من نزدیک شدی چه تشبیه مناسبیست تشبیه تو به"خورشید"
آمدی و با طلوع مجددت در زندگی ام همان و دمیده شدن روح مسیحاییت در کالبد خسته ی زندگی من همان...
شدی آغاز بودنم آغاز هدفمند شدنم
شروعِ شدنم
چقدر به دل می نشیند این بودن....
و این گونه بود که ایام و ستارگان سعد باعث آشکارا شدن عشق نهان کودکیمان شدند....
مفتخرم که بگویم امروز جشن خواهیم گرفت پایان ۷سال باهم بودنمان را و هشتمین سال حضورت در زندگی ام... به خودم تبریک میگویم.....
چشم میبندم خیالت را آغوش میگیرم و با خیال خوش حضورت به خواب میروم....طولی نمیکشد که
با نوای صدای گرم و زلالت از خواب بیدارم میکنی
+گیانکم اومدی؟مگه شیفت نبودی؟
به بسته ای ک در دست داری اشاره کردی:
_دلم نیومد امشب رو کنار هم نباشیم، چند ساعت مرخصی گرفتم یادت ک نرفته امشب رو هناسه خانوم...
میخندم رو به رویت می ایستم از فرط شادی لبخندم به قهقه تبدیل میشود
+معلومه که نه!
برق چشمانم حتی برای خودم ملموس میشود
+چه کار خوبی کردی اومدی میدونی چیه اصلا چه خوبه که دارمت
و اینگونه آغاز ۸سالگیمان را جشن می گیریم❤️لبخند میزنی در آغوشم میگیری و بعد آن گوش هایم میزبان زمزمه ی صدایت میشوند....
"من از تمام دنیا شبی بریدم تو را که دیدم....."
هم نوای با تو زمزمه میکنم :میان چشم مستت چه ها ندیدم تو را که دیدم.....
غم تو را همان شب که دل سپردم به جان خریدم
قسم به جان تو من به جان رسیدم تو را که دیدم.....
بماند به یادگار از سالروز یکی شدنمان
۹/۱۴
https://music-fa.com/download-song/26359/