از تباهی خودم بگم اروم شی🤣🤣
تازه کرونا اومده بود رفتم بهداری محلمون یه دکتر مرد داشت حالا اگه زن بودم یچیزیی
بعد همیشه صندلی اونجا کنار میز دکتر بود منم از وقتی کرونا اومده بود نرفته بودم تا اون موقع اگرم صندلی دور بود میاوردیمش کنار میز دکتر زرا معاینه
چشت روز بد نبینه من با یه تیپ بااکلااای رفتم تو اتاق دکتر دیدم صندلی کنار تخت مریضه هی میکشیدم بیارمش هی اون دکتر ی چیزی میگف من گوشم درد میکرد نمیدونستم چی میگه میگفتم صب کن یه لحظه
هی میکشیدم ولی مگه میومد
یهو دکتر بلند شد گف خانم محترم مگه نمیگم نکشید اونو بخاطر کرونا پایه شو به تخت بستیم ک کسی نزدیک میز نشه مریض شم
بخدا دردمو فراموش کردم فقط میخواستم اب شم برم تو زمین
گفتم حالا فک میکرد چه تحفه ای بود من میخواستم پیشش بشینم🤣