حدود سه ماهه برادرشوهرم اومده خونه ما
مجرده و دانشگاهش و کارش اینجاس
قرار بود مستقل بشه که با این اوضاع هنوز نشده
امروز با شوهرم دعوا کردیم
جلو برادرشوهرم زد ظرف شکست
منم داد و بیداد کردم و ...
خلاصه ابروریزی بدی شد
داشتم فکر میکردم من چهار سال بیشتره ازدواج کردم
دوران عقد طولانی که خانواده شوهرم هیییچ حمایت عاقلانه ای نکردن
ما همش دعوا کردیم
همش جلو خانواده ها بود و ابرومون رفت
الانم اومدیم خونون
یه سال نشده باز پسرشون اومده
چقدر این خانواده نفهمن!