نیمه تاریک وجود اثر دبی فورد،کتابیه که مدتها میرفتم سمتش و میذاشتمش کنار.حقیقتا درکش برای من سخته.برای منی که تمام این سالها از آدمهای اشتباه زندگیم نفرت تو خودم جمع کردم.مثل معلم کلاس پنجمم،مثل دوست صمیمیم،مثل دوست پسر سابقم و حتی مثل پدرم.
توی این کتاب هر فصل تمریناتی داره که باید انجام بشه.هدف اینه که به بخش های تاریک وجودت بری،یعنی به عمق خودت و درهایی روکه بستی دوباره باز کنی.
توی این کتاب توضیح میده که آدمهایی که ازشون میترسی یا فرار میکنی،در واقع جزیی از وجود تو هستن.
تو میتونی یک فحاش،یک احمق و یک قاتل باشی.
اگر که درست در همون شرایطی که اون آدما بزرگ شدن و زندگی کردن رشد میکردی،تو هم پتانسیل این رو داشتی که دقیقا مثل اونا باشی…
تو این کتاب از تو میخواد بخش های تاریک وجود خودت رو بپذیری و تنفر و قضاوت رو کنار بذاری.