2777
2789
عنوان

شوهرم زنگ زد 🥺

| مشاهده متن کامل بحث + 3623 بازدید | 142 پست
انقدررر فرهنگمون بده  اینجور چیزا ک مثلن مرد غذا بپزه برای زن یا از بیرون غذا بگیرن انگار زن گن ...

حرف شما کاملا متین

ولی تا زمانی که زن واقعا شرایطش رو نداشته باشه

تازه این خانم واسه خودش غذا درست میکنه  و یا سفارش میده نه شوهرش!

وظیفه زن نیست ولی آیا مردی که صبح تا شب بیرون از خونه کار میکنه با هطار نفر سر و کله میزنه اینه که شب بیاد واسه ناهار خانومش غذا درست کنه؟

کسی نمیگه که این خانم ناهار نخوره ولی میتونه یه چیز حاضری میل کنه کنسرو بخوره یا غذای شب رو واسه ناهار میل کنه

تعادل اصل و اساس هر چیزه

اره هیچکس تو شرایط کسی نیست منم انتظار ندارم ناهار درست کنه محض خنده گفتم  خودشم می‌دونه شوخی ...

نه دیگه خب یگوشه کارو بگیره تا یکم قلق دستت بیاد.چرا عزیزم نکنه کم خونی داری یه چکاب برو 

عجب بیهوده تکراریست دنیا....مهربان باشیم٬هزینه نداره

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

باید مادرشوهرم با نینی سایت اشنا کنم   اپاندیس عمل کردم 6 تا بخیه شکم پاره حالم بد میگفت خودت ...

انگار منو گفتی منم پارسال همینموقع آپاندیس عمل کردم بچمم یه سالو خورده بود پدرشوهرمم آنژو شده بود باید بهش میرسیدم مادرشوهرم دید اوضاع ناجوره گفت ببین منم عمل کردم هیچی نیس استراحت نیاز نداری بعدم چون یه ماه قبلش چشمشو لیزر کرده بود همونو بهونه کرد رختخواب انداخت خوابید فکر کن من با شکم بخیه خورده نمیدونستم با کارای خودمون باشم یا پرستاری از اونا چقد بهم ظلم کردن   

عجب بیهوده تکراریست دنیا....مهربان باشیم٬هزینه نداره
انگار منو گفتی منم پارسال همینموقع آپاندیس عمل کردم بچمم یه سالو خورده بود پدرشوهرمم آنژو شده بود با ...

تقریبا مث همیم بااین تفاوت من بچه ندارم من 1 اسفند عمل کردم 4 روز بستری بودم نه مامانم نه مادرشوهرم بیمارستان نیومدن شوهرم تنهایی همراه وایستاد بعدم مرخص شدم 2 روز فقط رفتم خونه مادرشوهرم بعدش داشتم میومدم گفت من بدتر عمل کردم پاشدم خودت ننداز پاشو کارات بکن خلاصه خودم موندم وشوهرم 14 اسفندمادرشوهرم چشمش عمل کرد 17 اسفند من بخیهام کشیدم پدرشوهرم سکته کرد  

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕1404/10/26 کیسه آبم پاره شد و پسر قشنگم با وزن 2580به دنیا اومد و زندگیمون قشنگتر کرد

بچم کوچیکه نمیزاره ناهار درست کنم  بعد گرسنه بمونم ضعف میکنم

اونوقت من بابچه کوچیک علاوه بر نهاروشام کیک هم میپختم 

ی شب شوهرم بخاط سپاس از زحمتام برام ی جفت النگو گرفت هیچ وقت یادم نمیره

شماهم این پول غذاهارو جمع کن واسه خودت پس اندازکن غذاهای بیرون معلوم نیشت کی درستشون میکنن واسه دوسا روز پیشه

تقریبا مث همیم بااین تفاوت من بچه ندارم من 1 اسفند عمل کردم 4 روز بستری بودم نه مامانم نه مادرشوهرم ...

میبینی توروخدا برا عروس که میرسه من خودتو ننداز.بخدا دوتا زایمان داشتم الان باز باردارم دریغ از یه لیوان آب دستم بدم تازه همه کارشام میکنم شعارشم اینه کار کن بچه تو شکمت ورزش کنه.انقد دلم خونه خواهر حد نداره.

عجب بیهوده تکراریست دنیا....مهربان باشیم٬هزینه نداره
میبینی توروخدا برا عروس که میرسه من خودتو ننداز.بخدا دوتا زایمان داشتم الان باز باردارم دریغ از یه ل ...

اره به خدا حالا مادرشوهر من کلا اینجوری بنیش خوبه مریضم میشه روپا من کوچکترین مریضی بگیرم یه ماه میفتم ده بار میرم دکتر بعد به من میگه لوسی نازک نارنجی خودش مثلا یه دفعه 10 کیلو بار پیاده میاره خونه  

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕1404/10/26 کیسه آبم پاره شد و پسر قشنگم با وزن 2580به دنیا اومد و زندگیمون قشنگتر کرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز