نامزدم برا ی شهر دیگه هست من یه شهر دیگ هستم اونا تو شهر ما کسی رو ندارند ولی یه ذره دورتر از شهر ما بعضی فامیلاشون هستند بهم گفت نظرت چیه بیایم خونتون میوه هارو تزیین کنیم بنظرتون زشت نیست؟ مامانم میگه زشته موندم چی بگم بهش
پاییــز اومـــده؛ پیِ نامـــردی، یه نسیـم رفتــه؛ پیِ ولگــــردی ، توو شبِ سیاه… توو شبِ تاریک ، از چپ وُ از راسـت؛ از دور وُ نـزدیک، یه نفر داره؛ جـار میزنه، جـار،آهای غمی که مثلِ یه بختک؛ رو سینه ی من، شـده ای آوار، از گلــویِ من، دستـاتوُ بــردار… دستــاتوُ بردار… از گلــویِ من ...
نه عزیزم،منم شرایطم همینجوری بود،همسرمو مادرش از دیشبش از شهرستان اومدن خونمون،صبح بلند شدیم همه چیزو همه باهم تزئین کردیم انقدرم بهمون خوش گذشت،کلی انار دون کردیم هندونه برش دادیم،یادش بخیر