تولد بهترین دوستم بود
دوستی که سالها کنار هم بودیم
باهم بزرگ شدیم باهم درس خوندیم
اما از وقتی که اون دوقلو باردار شد و من مریض شدم ازش دور شدم
البته اون خبر نداره که من بیمارم
کاش تو این روزهای سخت زندگیم کنارم بود
مثل همیشه دلداریم میداد کمکم میکرد
ولی من همش ازش فاصله گرفتم دلم براش تنگ شده
دلم برای روزهایی که باهم می خندیدیم تنگ شده