2777
2789
عنوان

بیاید گریه کنیم

288 بازدید | 29 پست

بیاید گریه کنیم بخاطر تمام روزایی ک این شکلی داره میگذره

بخاطر حرفهایی ک نمیشه ب کسی بگیم و داره از پا درمون میاره 

بخاطر تنهاییامون

بخاطر روز و شبای دلگیر پاییزی ک کسی کنارمون نبود و هیچکس حرفامونو نفهمید

من ک از دیروز دارم گریه میکنم شما چی؟ 

و گمان میکنی پایان است ،سپس خداوند همه چیز را درست می‌کند🩷

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

میخوام گریه کنم بخاطر اینکه یه روز میمیرم و‌ حسرتش تا ابد تو دلم میمونه تا ابددددددد😔😔😔

بخاطر اینکه تا شب به گوشیم دست نزنم ،از صبح گذاشتمش تو کمد و الان خودم کجام؟ تو کمد  

سلام بیکاری گریه کنی فکر میکنی با گریه کردن همه چی درست میشه نه هیچی درست نمی‌شه خودتو بزن به بیخیالی ببین همه چی درست میشه  از قدیم میگن با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هرچه خواهی کن. 

عاشق لواشکی بیا اینجا👇😋پشیمون نمیشی😍 https://eitaa.com/torshkade_yazd 

گریه حالموخوب نمیکنه دیگه

من آلفاهستم👊                                                  می‌گویند تنهایی پوست آدم راکلفت میکند                           میگویندعشق آدم رادل نازک میکندمیگوینددردآدم راپیرمیکند    ومن امروزکرگدن دل نازکی هستم که پیرشدم                     زندگی دررویابهتراززندگی درواقعیته....درواقعیت هیچ کس شبیه حرفهاش نیست                                                       ۹۹درصدمهربوووونم اااااماامان ازاون۱درصد                           دخترپااااااپیزم🍁🍂یه آبان ماهیه مغروراااامامهربون            رفتارم باهات به خودت بستگی داره اگه باهام مهربون باشی باهات مهربونم اگه باهام بجنگی باهات میجنگم👊                بیست سالم که بود دوست داشتم بایکی روجدول کنارخیابون راه برم.....اماکسی نبود.....الان سی سالمه دیگه نمیخواااام.....میدونی هرچیزی به وقتش قشنگه

امشب مهمون داشتیم 

داشتیم صحبت میکردیم یهو بابام برگشت جلو مهمونا بهم گفت نمیتونی اروم حرف بزنی خیلی خودم رو کنترل کردم ب بهانه ریختن چایی اومدم آشپزخونه یه قطره اشک ریختم....

من کساییو تو زندگیم داشتم که یه ثانیه فکر نبودنشون اشکمو در میاورد همون آدما الان واسم فرقی با یه غریبه ندارن فقط میدونم که یه زمانی میشناختمشون؛؛؛واقعی دوسشون داشتم و کلی خاطره باهاشون داشتم ولی دیگه واسم هیچ اهمیتی نداره که کجان و پیش کین و چیکار میکنن و باید اعتراف کنم که دیگه دوسشون ندارم و نیازی هم به بودنشون ندارم؛؛؛؛میخوام بگم زمان بدین؛؛همیشه زمان همه چیزو حل میکنه به مرور؛؛حتی چیزایی که فک میکنین هیچوقت حل نمیشه....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز