من یک شهر دیگه ازدواج کردم شوهرمم فرهنگشون یکمی با ما فرق داره ولی من راضیم و اینکه ماهه پیش رفتیم با شوهرم خونه عموم زن عمو گفت کدوم شهری وقتی گفتم گفت ای دختر خاله منم اونجاست بعد از اینکه ما از اونجا اومدیم دیدم میگه فامیل شوهرت چیه اومده کله شهر از شوهرم تحقیقات کرده والا مادرم قبل شوهر دادنم این کارو نکرد اینجا هم شهرش کوچیکه حالا دو هفته پیشم عروسی خواهرم اومده بود خیلی جانماز ابکشه من لباسم پشتش بازه برگشته به مامانم گفته اگه اکرم حجابشو رعایت کنه خوبه و لباسش بد بود و شوهرش مذهبش ال و بله فرهنگشون اینجوریه بگو بچه بیاره سنش بره بالا خطر داره حالا خیلی دلم گرفته شما بودید چه برخوردی میکردین من دلم بچه میخواد اما خدا نمیده اینم ربطی به بقیه نداره که این همه تجسس در زندگی مردم مگه گناهش بیشتر از لباس لختی تو عروسی زنونه نیست