۷ سال باهم بودیم قصد ازدواج داشتیم خانواده من راضی نشدن ولی نمیدونن باهم بودیم تا ۳ ماه پیش دعوامون شد خیلی شدید اونم بد کرد بمن گفت برو دنبال زندگیت خیلی اذیتم کرد حالا میگه ببخشید ۳ ماهه افتاد ب غلط کردن من کوتا نیومدم دوسش دارم ها ولی نمیخامش ب درد من نمیخوره چیکار کنم ولم کنه بلاییم سر خودش نیاره من خودم واقعا از دسش کلافه شدم ولی یاد حرفاش ک افتادم خودمو کنترل کردن کوتا نیام هرکاری بگی میکنه سه ماهه خودشو بیکار کرده نشسته خونه ای ک تنهاس دود سیگار هم نشونم داد