2777
2789
عنوان

رفتار بد مادرم

235 بازدید | 2 پست

بچه ها سلام من یه مشکلی دارم ، سنم پایین نیست یعنی نوجوون نیستم که فکر کنید مشکلم مال دوره ی نوجووونیه ، ببنید از دوران نوجوونی مثل هر دختر دیگه ای دلم ازادی میخواست که با دوستام برم بیرون یا یکم استقلال و....  از اون دوران رابطه ی منو مامانم شکر آب شد هر روززز دعوا داشتیم هر روزززر نمیگم من مقصر نبودم ، بودم خیلی از کارایی رو که دوست نداشت انجام میدادم اونم از سر لج انجام میدادم  چون هیچچچ ازادی ای نداشتم هیچی و تبعیض بین منو داداشم بود همین باعث روشن شدن حسادت من به اون میشد از اینکه مجبورم به انجام کاری میکرد یا جلوی استقلال و ازادیم رو میگرفت همیشه حس زندانی بودن داشتم همیشه هم جرو بحث داشتیم تا الان که چندین سال گذشته هنوز تا هنوز یا کنترلم میکنه و اگه اون کاریو که میخواد انجام ندی عصبییی میشه هر ورزشی رفتم ، رشته ای که خوندم هر کاری که کردم همشون به خواست اون بود زندگیم تباه شد  حالا هم که چندین سال گذشته و بزرگ تر شدم  هر حرفی میزنم از بین حرفام و کلماتم یه چیزی در میاره که سرم داد بزنه و دعوا رو شروع کنه فورییی ارامشو بهم میزنه و اجازه ی صحبت نمیده دادو بیداد بعد من که میام جواب بدم یا توضیح بدم بدتر میکنه انقد داددد میزنه که حد نداره منم احترامشو نگه میدارم  اصلا توهین نمیکنم و فحش نمیدم اما تامیام جواب بدم میگه پروویی احتراممو نگه نمیداری فلان فلان اصن یه وضعییتی که نمیشه توضیح داد فقطم خودش باید صحبت کمه ، شرایط کار کردن وبیرون رفتن از خونه هم ندارم چون  دارم درس میخونم ، ازدواجم نمیخوام کنم چون  شاهد رابطه ی مزخرف بین بابا و مامانم بودم و نمیتونم به مردا اعتماد کنم ، داداشمم قهره بام ، پدرمم کلا خومه نیست ، خیلییی تنهام خیلییی رشته ی پزشکی هم دارم تازه میخونم حالا حالاها خونه نشینم  به جز کلاس ورزشو چنتا کلاس جانبی  همش زندگیم همینه مدام ترس اینو دارم با هر حرفو حرکتی یه دعوایی بام راه بندازه در صورتیکه همیشه این من بودم که حامیه اون بودم یا ازش جلوی بابام دفاع کردم یا کارایی کردم که اینجا جاش نمیشه بگم که کمتر دخدری همچین کارایو میکنه واسه مادرش، داداشم که اینطور نیست و خیلی بد باش رفتار میکنه به اون کاری نداره ، یهو سر هیچچوو پوچ یه دعوای الکی درست میکنه دقیقا انگار یه ادم بیخود یکیو بندازه وسط رینگ مسابقه بوکس ، دقیقا همین کارو میکنه. و حق به جان. چیکار کنم بچه ها چیکار کنم هیچ عصابی هیچ جوونی ای هیچ دلخوشی ای واسم نزاشته تو سن بالا به خاطر کنترل گریش نه شغل  دارم و نه مهارت باید تازه شروع کنم  هیچی ندارم همه چیرو ازم میگیره که کنترلم کنه  حق انتخاب لباس استایل تیپ همه چیز همه چیز  از همه بدتر که خوبیامو نمیببنه و ناجور و بیخود دعوا راه میندازه حس مظلومبت شدید میکنم  حدود 4 سال افسردگی حاد گرفتم از دست محدودیتاش و باور نمیکرد افسردگیمو و دکتر هم نمیبرد تا خودم با روش های مختلف درمان کردم خودمو حالا هم که بزرگ شدم و چندین سال گذشته هنوزم رفتاراش ادامه داره 

 

اگر مورد خوبب بود ازدواج کن همه ی روابط مثله روابط پدر و مادر شما نیستن خیلی وقتا بعد یه انتخاب درست و ازدواج زندگی خیلیییی بهتر و قشنگتر میشه 

بخند غم تو دنیارو عوض نمیکنه🥰
اگر مورد خوبب بود ازدواج کن همه ی روابط مثله روابط پدر و مادر شما نیستن خیلی وقتا بعد یه انتخاب درست ...

مرسی ولی اصلا شخصیتم جوری نیست که بتونم ازدواج کنم  خیلی شخصیت مردونه ای دارم راه حلمازدواج نیست شاید که نه حتما شرایط زندگیم بدتر میشه 

 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108