پدرم یکماهه توی آی سی یو بستریه و هوشیاریش بالا نمیاد
دکترا گفتن باید همینجوری ببریدش خونه
از طرفی با همسرم که ۴ ماهه عقدیم بخاطر دوری به مشکلاتی خوردیم و رابطمون سرد شده
توی محیط کار و فضای رقابتی و آدمای بی منطقی که بینشون قرار دارم بشدت فضای متشنجی رو تحمل میکنم
به مادرم که نگاه میکنم غصه و ناراحتیش داغونم میکنه و دلم نمیاد ولش کنم برم خونه ی خودم
از طرفی همسرم گیر داده که دوران عقدمون رو طولانی نکنیم
و توقع داره مرتب ببینمش
با خواهر و برادرمم سر مسائلی که گفتنش اینجا خیلی زمان میبره و از حوصله خارجه بحث و دعوا داشتم
و اونا توی یه جبهه قرار دارن و همیشه مقابل من هستن
بچه ها برای رفع گرفتاری های من و خودتون و تمام دوستانمون بیایید اینجا همه با هم دعا کنیم
💚💙💚💙💚💙