بچهاا من چندسالی میشد که تو شهر شوهرم زندگی میکردم بعد مامانم اینا شهرستان بودن هر از گاهی که شب میشد یه شماره اژانس داشتم خیر سرم تو محلمون یه ادم خیلی خوب مومن نماز خونی هست ....بیشتر وقتا ب اون زنگ میزدم یا خریدی چیزی داشتم ... دیگه شده بود راننده ب کسی دیگه نمیگفتم چون شهر غریب بودم چندبار بهم متلک گفت مثلا چ رنگ مو قشنگی یا چ شال قشنگی محل ندادم بعد چندماه شبی مجبورشدم برم شهر بهشون زنگ زدم خاستم پیاده شم گفت دلم واست ی ذره شده بود ....منم محکم در ماشین بستم گفتم خیلی کثافتی .... بعد حالا پیام داده خانم محترم دیگه ب من زنگ نزن با تاکسی دیگه برو😳منم نوشتم اگ یع بار دیگه پاتو از گلیم ت دراز تر کردی ب شوهرم میگم کثافت بلاک کرد