هی هم میگفت من که ندارم نوچ ، ماه بعد که اثاث کشی داشتم گفت مغازه خریدم پونصد میلیون 😔 البته همشو من ندادم از عمو و فلانی قرض کردم فقط پنجاه تومنشو داشتم 😔 یه جوری شدم ولی چیزی نگفتم ، دیگه از همون موقعم افتاد تو بدهی و قرض
گفته بود کولر خونتون با من ، که زد زیرش شوهرم رفت خرید خیلی کوچیک شدم جلوش ، طوری که اولین بارم اومد خونمون هیچی نیاورد 😔
خیلی کوچیک شدم پیش شوهرم
حالا الان یه ماهه میخواد بهم پنج تومن بده هی امروز هی فردا
هی هم میگه یه چیزی بخر که نیاز داری طلا بخر اخه با پنج تومن چه طلایی میشه
امشب بالاخره ریخت ،شوهرم میگه چشمت روشن بالاخره بعد هشت ماه کادو خونمون رو دادن 😔