خواهرم از غروب تلفن منو خونه رو سوراخ کرده ، من چون حوصله اوامرش رو نداشتم جواب ندادم
آخر زنگ زده رو خط همسرم که پسرم صبح میرسه شهر شما ، میاد خونتون
میگم من صبح سر کارم ، میگه میاد ازت کلید میگیره !!!
سری پیش هم که اومد خواهرم از ساعت ۵ صبح زنگ زد منو بیدار کرد که پاشو بچم نمونه تو سرما ولی پسرش ساعت ۸ رسید
یبارم که کلا من تو شهرمون نبودم میگفت کلید بفرست بره یه هفته بمونه خونتون که اون موقع بهونه آوردم پیچوندم
پسرش اینجا دانشجوعه که زود زود میاد
اگه نظرتونه که عیب نداره خالهاشم و فلان ، اینجا عمو و عمه و ... داره ولی چون اونا بچههاشون درس دارن اونجا نمیره ، بچه اونا بچه است واسه من نیس!!!
اینم بگم هر موقع من میرم شهر اونا ، این خواهرم اینقد میاد خونه مامانم و زنگ میزنه دست پیش میگیره که کار داره و مهمون داره که من اصلا نمیرم خونشون
الان خیلی اعصابم خورده ، پستم طولانی شد