بچها سلام من نزدیک دوساله ازدواج کرذم نزدیک یساله اومدم تو خونه ی خودم
یعنی کلا دوسال.
مادرشوهرم اینا دوران دوستی منو شوهرم هی بهم پیام میداد اماده ایم اماذه ایم تا این که سال1400عقد کردیم پدرم به فک و فامیل و شام داد هرچی کادو افتاذ داذ به ما. 9ماه عقد موندیم قرار بود ماذرشوعرم اینا زمین بفروشن هی گقتن بمونید بمونید صبر کنید براتون خونه بخریم(قرار بود که از اول عروسی نگیریم اون پول بدن ما خونه بخریم) ال کنید بل کنید.ما گوش نداذیم وام ازدواجمون رو برداشتیم ی خونه رهن کردیم دیدیم ابی ازشون گرم نمیشه....بعد دوبازه به فکر خرید خونه افتاذیم که واقعا گرون بود ایناهم که الکی میگفتن صبر کنید وایستسن براتون جشن بگیریم.قرار بود تالار عروسی بگیرن که هرچی پول کادو افتاد بدن تسویه تالار که در اون صورت بزای ما هیچ فایده ای نداشت....بعد ی مدت الان دوساله نه زمین میفروشنن نه ما عروسی گرفتیم نه برامون خونه خریدن هم ما مستاجر شدیم...به نظرتون باید چیکار کنیم.؟؟؟یچی دیگه بگم که از اول هم منو شوهرمو خیلی اذیت کرذن و یچی دیگه هردوتامون سرکار میریم....بعذ دم از دوست داشتن پسرش میکنن.بعد قرار بود به فامیل زنگ بزنه که کادوهارو بدن حتی اینکارو نکرد.همش میومد میگفت ندارم ندارم تا اینکه دوماه پیش خونشو پردهاشو عوض کرذ رنگ زد ایینه کاری کرذ.الانم میگه میخوام مبلامو عوض کنم کابینت زیاد کنم...به نظرتون چیکار کنم؟؟؟؟؟