😭😭😭😭من ازدواج کردم یه پسر ده ماهه دارم
الان از خانواده ی خودم نفرتی بی انتها دارم .
بابام و مامانم تو مجردی به شدت آزار دادن منو
الانم که ازدواج کردم هر کاری با من دارن از همون اول قبل اینکه کارشونو بگن خودشون میزنن به تولید سم چجوری ؟الان بهتون میگم
به شدت مظلوم نمایی و حتی ادای مریضی و بیحالی در آوردن و در کل حس عذاب وجدان دادن به من بعد خواسته خودشون رو تحمیل وار درخواست میکنن .
اینم بگم به شدت توی مسائل زندگیم دخالت میکنن در حالیکه من اصلا هیچ موضوعی حتی دعوا مونم شده باشه هیچ وقت نه قهر رفتم نه برای خانوادم تعریف کردم .
بقران قسم تا مهمونی و مسافرت و عشق و حال دارن اصلا منو آدم حساب نمیکنن
چیکار کنم دست از سرم بردارن ؟مستقیم هم میگم میگن تو غلط زیادی کردی بخای رابطه تو کم کنی با ما خوبی زیادی هارت کرده 😪😪😪😪