شوهرم ناهار نمیاد و غروب میزسه خونه
بعدم هرکسی جدا جدا میزه بیرون و اخرشب میایم خونه
امشب از خستگی ده اومدیم یاژده خوابید
حس میکنم چندوقتیه ازهم دورشدیم دلم گرفته
بخاطرهمین بهش پیام دادم برای صبحونه بیدازم کنه و باهم صبحونه بخوریم گفتم خیلی کم دیدمت و کم بودیم باهم
سردی رابطه اذیتم میکنه
دوست ندارم شعله گرم کن رابطه همیشه من باشم
همه مردا اینطورین؟براشون مهم نیست؟یعنی همیشه ژن پیشقدم باید باشه و به این چیزا حواسش جمع باشه؟