من ۳ سال عقدم .مادر شوهرم مریضه. خواهر شوهر بزرگم ک اولین بچه مادرش بود و من جای مادر شوهرم میدونستمش،۱ ماه پیش رفت کربلا هیچی نخریدن برام،ما هم انتظار نداشتیم چیزی بخرن.وضع مالی شونم خوبه(برا همه خریدن جز من ). ولی مادرم تازه رفت کربلا و اومد برا شوهرم کلی هدیه خزید.خواهر شوهرام هی راه میرن میگن مادرخانومت چی خزید برات؟ شوهرم گفت همه چیز.بیچاره من.آدم حساب نمیکنن منو.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.