من درحال جدا شدنم و خانوادم اصلا راضی به برگشتنم نیستن ولی من شوهرم رو خیلی دوست دارم.... و اصلا دلم نمیخواد زندگیم به همین راحتی تموم بشه. میخوام یه قرار ملاقات قایمکی با شوهرم بزارم ولی همش. حس میکنم به بابام دارم خیانت میکنم😭
وای اینجور که میگی تقصیر تو و خانوادته.درسته آدم نباید پشت بچش رو خالی کنه اما نه دیگه اینقد کاسه ی داغ تر از آش بشن.حتما با شوهرت ملاقات کن.خانوادت شاید از اول مخالف ازدواجت بودن و از شوهرت خوششون نمیاد.واسم قابل درک نیست مگه چیکار کرده بنده خدا مستحق اینکار نیس؟چن سالته.
هشت ماهه دور از همیم.. هربار اومده درو به روش باز نکردن. نزاشتن همو ببینیم. بخاطر همین زده به سرم که ...
ببین من دلیل خانوادت نمدونم ولی اگه واقعا مشکلتون فقطخانواده هاس،هردو ببوسید برای مدتی بزارید کنار وبجسبید به زندگی،چقدرررر زندگیاکه بخاطر خانواده ودخالتا بهم خورده
بهش بگو پدر براش شرط و شروط بزار بعد خودت اجازه اشتی بده بزار برم پدرمنم همینکارو کرد نزاشت خو ...
شرط گذاشت ولی خیلی سخت شوهرمم نتونس. حق طلاق و نصف مهر و عوضوکردن خونه و عوضوکردن کارو... همه اینارو از شوهرم خواست ولی شوهرم با حق طلاق اصلا نتونس کنار بیاد گف من نمیدم. یبار رفتی دیگه نمیتونم ریسک کنم حق رو بدم تو دوباره میری. گف بزار خونه عوض کنم بیام دنبالت ولی خانوادم گفتن الا و بلا فقط حق طلاق اونم دید کوتاه نمیایم دیگه ساکت شد و دنبالمم نیومد
اخه یه حرفایی میزنه جلوم رو میگیرع.... میگه برگردی من خودمو خلاص میکنم.... اگه برگردی تو منو خارو خف ...
وا به بقیه خانوادت بگو باهاش حرف بزنن.به مادرت بگو از طرف خودش مثلا یواشکی تو به بابات بگه این دختر میخاد بره سر زندگیش .زندگیش رو خراب نکن.شوهرت این بار که اومد در رو واسش باز کنین و بگو خانوادم وساطت کردن تا بابام راضی شده حرف بزنیم.به بابات هم این حرف رو بزن که بدونه خوار نشده.وای بابات عاقل نیس اصلا.همش تقصیر خودته که مدیریت نکردی.بد جوری خراب کردی .خانواده ها رو انداختی به جون هم بیخودی درستش کن.بیچاره شوهرت.مگه کارش چطوری بود؟
وای اینجور که میگی تقصیر تو و خانوادته.درسته آدم نباید پشت بچش رو خالی کنه اما نه دیگه اینقد کاسه ی ...
ا همون اول مخالف بودن چون شوهرم یکم غیرتی بود. چون بعضی جاها نمیزاشت من برم و توی فامیل کمرنگ بودم. ولی خب من داشتم زندگیمو میکردم و یه جا بخاطر عصبانیت مسهرم گفتم میخوام جداشم اونام گفتن بهترین کارو میکتی لیاقتت رو نداره ولی هم خودم هم شوهرم داریم نابود میشیم
وا به بقیه خانوادت بگو باهاش حرف بزنن.به مادرت بگو از طرف خودش مثلا یواشکی تو به بابات بگه این دختر ...
هیچکس پام نیس... تنهای تنهام.... همه میگن جدا شو. چه مادرم چه خواهوم چه فامیل.... توی این دعواها و کش مکش ها خانواده شوهرم بهم تهمت زدن که طلا دزدیده اونم کار پدرشوهرمه. خانوادمم عصبانی تر از قبل شدن... ولی منم گفتم که شکایت کردیم انتظار نداشته باشین ساکت بهوان بشینن....