بچه ها من با این پسره ،از امسال اشنا شدم مجازی.
اهل دو شهر متفاوت بودیم ،من تهران و اون شیراز،اما عقاید و افکار و اخلاقامون مثل هم بود و اصلا جرو بحث و دعوا نداشتیم، من دوسش داشتم و اونم دوسم داشت و راجب ازدواجمون صحبت کرده بودیم که بره سربازیشو و بره دنبال کار درست و حسابی و بعد از اینکه یه پولی جمع کرد و منم تکلیف دانشگاه و سرکارم تموم شد (حدود ۳ سال دیگه) بیاد خواستگاری.
خانوادشم کاملن مذهبی بودن اما این به من گفت میخوام رابطمونو جدی کنم و به خواهرم بگم منم گفتم ففط خواهرت اشکال نداره اما خواهرش به مادرش گفت و مادرش به من زنگ زد با هماهنگی قبلی و خیلی قشنگ و محترمانه ،حرفای درستی زد باهام و گفت خیلی وابسته نشید و سوال راجب زندگیم پرسید و ..
اما من چند ماه قبل رابطمو باهاش تموم کردم چون حس کردم که رسیدنمون به هم غیرممکنه از دوشهر متفاوت ، و سنمون پایین . من ۱۹ اون ۲۲اینجورا. و برخلاف میلم باهاش کات کردم ..
الان دوباره ی شرایطی پیش اومده و میخواد برگردیم باهم . منم دوسش دارم اما نمیدونم چی درسته و غلط واقعا الان .. میترسم به هم نرسیم . میترسیم ضریه بخوریم ..
من پیاماشو میذارم ،لطفا ببنید و کمکم کنید . ممنونم ازتون