جداشدن من داستان خودش داره کلا دوسال جدا بودم بعد دوسال قاضی حرفش درست دراومدیه مشکل واسه پسرم پیش اومد وهمون شد بهونه واقا اومد یه اتاق گرفت نشست و منم بیرونش نکردم
شوهر دختر خالم اومد. میگه باهاش حرف زدم گفتم چرا زنگ نمیزنی به زنت گفته دیگه زنگ نمیزنم فقط میخوام ببینمش. پشت گوشی هیچی حل نمیشه😭😭گفته جور میکنم ببینین همو اونم قبول کرده... نمیدونی دل تو دلم نیس واسه دیدنش...چند روز پیش وقتی تهران بودیم واسطه فرستاده بود جلو در خونه بابام ولی بابام اینا درو باز نکردن براش. من خونه نبودم خبر نداشتم😭😭😭من خودم باید نجات بدم زندگیمو وگرنه به خانوادم باشه باید تموم بشه