بچه ها الان یه مدته دارم با یه اقاا صحبت میکنم
خیلی صحبت هامون بیشتر در قالب اشنااییه
البته اینو بگم که خیلییی وقته همدیگه رو میشناسیم چون همکلاسی بودیم با هم توی دانشگاه
الان دیگه تقریبا یه ساله که جدی جدی داریم صحبت میکنیم و اشنایی میدیم به همدیگه راجع به خانواده هامون و خیلیی چیزای دیگه از طریق چت کردنامون.....
خیلییی وقتا یواشکیی از ازدواج حرف زده هااا
منم جوابشو دادم😬😆🙊
حالا تا الان کار به جایی رسید که این بحث افتاد که بتونیم همدیگرو ببینیم
جفتمون موافقیم ولی مسئله این بود که باید حتمااا به مامان و باباام بگم و در جریان بذارمشون...من مسلماا با شناختی که ازش دارم میدونم که میاد ازم میپرسه که مامان بابام خبر دارن که من باهاش اومدم بیرون یا نه
اگر بگم اره خبر دارن دروغ گفتم
اگر بگم نه خبر ندارن، جلوش میشم یه دختر دروغگوی بپیچون خانواده که با هر چراغ سبزی میدووه میره بیرون با یه پسر
خود پسره هم اگر ببینه که من اهل پیچوندن خانواده م میدونم زده میشه ازم و بگم کههه خودمم به هیچ وجه دلم نمیخواد بپیچونم مامان بابامو
بقیه شو توی پست میگمم