کاش هرچه زودتر صدای لا اله الا الله بخونن پشت جنازم
تو یه عصر پاییزی که باد میاد با افتاب بی جون مهر آبان یا آذرماه
آفتابی که یه سایه کمی روی یه پارچه سیاه انداخته
مردمی که جمع شدن و باد میخوره ب لباساشون و میبره
بادی که شاید میخوره به گونه های خیسی که میسوزونه بخاطر اشک های هرچند سمجی که راهشون و پیدا کردن
و شاید صدای جیغی که توی باد میپیچه
جوونی چیز قشنگی نداشت تموم شه کاش
اینو وقتی ک حالم بد بود نوشتم چندروز پیش...