یک ساله عقدیم
شوهرم تک پسره و دو تا خواهر بزرگ تر متاهل داره چون بعد از دو تا دختر این پسر شده هرچی گفتههههه گفتن چشم ی جورایی خیلی غد و ی دندس و....
سه چهار روزه پدر شوهر و مادر شوهرم از کربلا اومدن و اون جا بودیم خدا شاهده انقد کار کردما تا حالا این همه کار نکرده بودم
تا ظرف می شستم می گفتن زهرا چایی بریزم چایی می ریختم می گفتن میوه بزار میوه می بردم می گفتن جارو بکش ظرف بشور و کلا هرکاری زهرا زهرا می کنن
پدر شوهرم خیلی خوبه خیلییییی
ولی خواهر شوهرا و مادر شوهر نه
شوهرمم چونکه سنش هم کمه خیلی اذیتم می کنه
به غیر از شاد جای دیگ هیچ فضای مجازی نیستم اجازه و حقی ندارم با دوستی در ارتباط باشم تنها جایی نمی تونم برم
خودش با دوستاش میره بیرون اینستا ۳۰۰۰ تا بیشتر فالور داره ......